* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بد از یه مدت طولانی برگشتیم اما این بار با دست پر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اره این بار با پیشی برگشتم با عشقم با وجودم زندگیم برگشتم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
داستان واقعی بخون ببین عشق جه مزه ای داره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
داستان از اینجاه شروع شد که پیشی بهم گفت باید سربازی ماف بشم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من خیلی بهش فکر کردم خیلی از شبها بود که از فکرش نمی خوابیدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منم رفتم دونبال کار سربازیم بد از ۸ ماه تونستم ماف بشم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
۲۶ اسفند تولد زندگیم تولد پیشی من تنها هدیه که تونستم از دور بهش بدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خبر مافی سربازیم بود که انقدر خوشحال شد که پشت تلفن فقط جیغ میزد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بد من هم که مغازه بودم نمی تونستم برم پیش پیشی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیگه خورد به اسباب کشی ما که از شیراز اومدیم اصفهان
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پیشی هم اسباب کشی کرد از تهران رفت شمال
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه خورده کوجیک به هم نزدیک شدیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تا بابا بهم خبر داد که باید برم امارات
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من هم باید می رفتم امارات جندتا کار انجام بدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به پیشی که گفتم میرم امارات خیلی ناراحت شد گفت فقط زود برگرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منم گفتم باشه من که رفتم امارات ژیشی هم واسه ۱۰ روز رفت مشهد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من که برگشتم پیشی مشهد بود بد بهش خبر دادم اومدم ایرانم باورش نمی شود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منم بهش قول دادم که از امارات برگشتم برم شمال پیشش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اون هم قبول کرد خلاصه برنامه ریختم که جور کنم برم شمال
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ولی به پیشی جیزی نگفتم که بی خبر برم ولی مامانش خبر داشت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تا دو هفته پیش رفتم شمال بد از دو سال رفتم پیش عشقم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خیلی خیلی خوش گذشت خیلی خیلی فاز داد هرجی بگم کم گفتم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کلی من بهش هدیه دادم اون هم کلی بهم هدیه داد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با هم رفتیم بیرون کلی خرید کردیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیشب برگشتم تو جاده با پیشی صحبت کردم صحبت که نه فقط گریه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
الان که دارم می نویسم دارم گریه می کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم براش تنگ شده وای خدا جی کار کنم یک ثانیه بدون پیشی نمی تونم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این هم از این دوسال گذشت الان منتظره سال سوم هستیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
الان دو سال ۴ ماه که باهم هستیم تا اخرش قراره باهم بریم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پیشی دوست دارم خیلی خیلی دوست دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستان عزیز نظر فراموش نشه با تشکر
پیشی<جوجو
برای تبادل لینک با این ایدی در تماس باشید
milad_tanha_zire_barane_namnam
که وبلاگ خودشون سر میزنن
به زودی میام با دست پر
به تمام دوستان سرمیزنم و نظر میدم
نماز روزتون قبول حق التماس دعا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیشی٫جوجو
پیشاپیش عید نوروز رو به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم
دوباره برگشتم اپ کنم
اپ در مورد تولد پیشی جونم
این ماه یکی از بهترین ماههای زندگیم
تولد کسیه که با تمام وجود دوستش دارم
تولد پیشی که دنیا تا دنیا دوستش دارم
من بهترین پیشی رو کره زمین دارم
پیشی جونم عشقم مثل خون تو رگهام جاری هستی
پیشی تو تنها گل زندگیم هستی
پیشی بهت قول میدم هیج کس نمی تونه مارو از هم جدا کنه
پیشی ما انقدر همدیگرو دوست داریم که هیج کس باورش نمیشه
پیشی جون تولدت مبارک






سالروزشکوفاییت رو بهت تبریک میگم پیشی جون
اینو بدون که وجود پاک و مبارکت
دنیای اطرافت رو جندین برابر زیباتر و با طراوت تر کرده و
روز به روز هم به این زیبایی و طراوت اضافه می کنه
الهی که باشی همیشه باشی پیشی جونم
این روز بزرگ هم برای تو و هم برای همه اونهایی که لیاقت
درک این خوشبختی رو داشتن که باهات اشنابشن و
دوستت داشته باشن مبارک باشه جوجو

خوب دستا بر بالا بالا یالا یالا بالا یالا بالا همه باهم برقصید

حالا میریم داشته باشیم اتش بازی





























تولدت مبارک همسفر مهربان جاده های من












پیشی جون سالگرد دوستیمون هم بهت تبریک میگم







از تمام دوستانی که به وبلاگ سرمیزنن تشکر می کنم![]()
اره خیلی وقته که اپ نکردم![]()
روز عشق رو به تمام دوستان عزیزم تبریک میگم![]()
![]()
![]()
هرجاه که هستین کناره عشقتون خوش باشید خوش بگذره![]()
امشب بهترین شب زندگیم هم شب عشق هم ۲۵ بهمن![]()
۲۵ هرماه پیشی٬جوجو سالگرد دوستیشون![]()
خیلی جالبه که ۲۵ بهمن شد روز عشق جه حالی داد
منم هم سالگرد دوستیمون هم روز عشق رو به پیشی تبریک میگم![]()
هرجی که کناره هم نیستیم اما همیشه دلامون با همه![]()
پیشی تمام وجودم داد میزنم هنوز هم دوست دارم![]()
![]()
![]()
پیشی تا اخرین نفس تو سینه ام دوست دارم ![]()
![]()
![]()
![]()


پـــــیــــشـــــــــــــــــی جــــــــــــــــــــــــون دوســـــــــــــــــت دارم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منتظره یه اپ توپ توپ باشید فقط نظر یادتون نره مرسی![]()
![]()
![]()
اپ بعدی منو پیشی کنار هم باهم واسه شما می نویسیم![]()
![]()
![]()
خیلی حرف واسه شما دوستان عزیز داریم![]()
![]()
![]()
حتما حتما به وبلاگ سر بزنید![]()
![]()
![]()
فعلا بای بای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوب تصمیم گرفتم که دوباره شروع کنم به نوشتن
یه جند ماهی بود که پیدام نبود
یه جند وقتی هم هست که اومدم ایران
جند ماه پیش هم پیش عشقم بودم
خیلی خوش گذشت کلی خاطره دارم
قراره از عشقم تو این وبلاگ بنویسم![]()
![]()
![]()
![]()
پیشی با تمام وجودم دوست دارم
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟
گفت آغازش سراسر بندگيست 
گفتمش پايان آن را هم بگو
گفت پايانش همه شرمندگيست 
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درماني ندارد،فقط هجران باید کر
گفتمش يک اندکي تسکين آن
گفت تسکينش همه سوز و فناست
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند
کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده ان






انگار همین دیروز بود
برای اخرین بار نگاهم کردی و دست هامو فشار دادی
دستام از برخورد با دستت لرزید
سرم رو بالا کردم تا به چشمهات نگاه کنم
اما پرده ی اشکی جلوی چشمم رو گرفته بود
همه چیز رو تار میدیدم
حتی نتونستم تورو
برای اخرین بار
کامل ببینم
دست هامو بالا بردی و نزدیک صورتت کردی
دستام از اشکات خیس شد
نفهمیدم چه جوری دستمو از دستت بیرون اوردم
چون که طاقت اشک های تورو نداشتم
باید میرفتم
موندنم سخت تر از رفتنم بود
شاید اگه میموندم
فراموش میشدم
اما من نمیخواستم هیچ گاه از قلب تو برم
دستامو با سردی از دستات در اوردم
با صدایی که سعی میکردم نلرزه
فقط گفتم خداحافظ و از اون کوچه که همیشه محل دیدار ما بود رفتم
تو هم رفتی
اما صدای هق هقت می امد
از خودم بدم میومد
منی که طاقت اشک در چشمان زیبای تورو نداشتم
باعث اشک ریختنت شدم بودم
شروع به دویدن کردم
داشتم از خودم فرار میکردم
اما هرجا میرفتم یاد تو با من بود
هرجا میرفتم غصه هام بیشتر میشد
تنها جایی که میتونست منو تسکین بده
اون کوچه خلوت بود
حالا بعد از سال ها دوباره اومدم به این کوچه
داره بارون میاد
به اون درخت گردویی که
همیشه وقتی بارون میومد زیرش می ایستادیم نگاه کردم
دختر و پسری عاشقانه دست های هم رو گرفته بودن
و برای هم با احساس صحبت میکردن
تمام تنم لرزید
پیش خودم گفتم نکنه اینا هم یه روزی مثل منو تو از هم جدا بشن
صدای هق هقم همه فضا رو پر کرد
دوباره شروع به دویدن کردم
از اونجا رفتم
چون دیگه طاقت نداشتم پایان یک عشق دیگه رو ببینم








